على محمدى خراسانى
58
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
فتأمل : وجه تأمل از سوى محشين بزرگوار گوناگون ذكر شده است و شايد اشاره باشد به نكتهاى كه مرحوم مشكينى گفته است . او بيان داشته است كه : عبارت قبلى آخوند كه فرمود : « ليستعمل فى حكاية . . . » بايد مىگفت : « ليستعمل فى مقام حكاية . . . » . همچنين است آنجا كه فرمود : « ليستعمل فى قصد تحققه . . . » كه بايد مىفرمود : « ليستعمل فى مقام قصد تحققه . . . » . و شايد اشاره باشد به يك اشكال و جواب : اما اشكال : چرا درباب حروف قاطعانه گفتيد معناى حرف و اسم يكى است ، و اختلاف و تعدد را رد كرديد و نامعقول دانستيد ؛ ولى در باب خبر و انشا گفتيد : « لا يبعد . . . » ، يعنى چنين چيزى بعيد نيست ، هرچند ممكن است خود اخبار و انشاء داخل معنا باشد ، كه اين هم محال است . و اما جواب : آن محالاتى كه آنجا لازم مىآمد ، اينجا نيست ؛ چراكه آنجا ، سخن از تعدد لحاظ در مقام استعمال بود ولى اينجا نيست . چون بر فرض كه اخبار و انشاء داخل در معنا باشند مستعمل همين فروختمِ انشائى يا اخبارى را لحاظ كرده و لفظ را در آن استعمال مىكند و دو لحاظ مطرح نيست . ديگر اينكه آنجا سخن از ذهنى شدن قضايا و . . . بود ؛ چون مقيد به لحاظ مىشد كه قيد ذهنى است ، ولى در اخبار و انشا ، اين هم وجود ندارد . بنابراين محال نيست كه خود انشاء و اخبار ، جزء معنا بلكه تمام معناى هيئت « بعت » باشد . وضع در اسماء اشاره و ضماير : تا به حال سخن دربارهء حروف بود ؛ اينك دربارهء اسمائى كه به حروف ملحق شدهاند گفتوگو مىكنيم . از تحقيقات پيشين كه دربارهء معناى حرفى بود وضع اسماء اشاره ، ضمائر ، موصولات و . . . نيز روشن مىشود . يعنى دربارهء اين اسماء هم بر خلاف مشهور كه موضوع له را خاص مىدانند و بر خلاف تفتازانى كه مستعمل فيه را خاص مىداند ما مىگوييم : همه اينها عام هستند و در اصل معنا ، خصوصيت و تشخصى دخيل نيست . توضيح دربارهء اسم اشاره : به نظر ما وقتى واضع كلمه « هذا » را - براى مثال - مىخواسته وضع كند مفهوم كلّى « مفرد مذكر » را منظور كرده سپس لفظ « هذا » را براى نفس همان كلّى جعل نموده است . آنگاه استعمال كنندگان هم ، لفظ « هذا » را در همان معناى كلّى استعمال مىكنند . سؤال : پس اين خصوصيت و تشخص كه با « هذا » به فرد معين خارجى اشاره مىكنيم از كجا آمده است ؟ پاسخ : اين خصوصيت از ناحيهء كيفيت و نحوهء استعمال پيدا شده است ، يعنى واضع ، كلمهء « هذا » را به منظور اينكه با آن به اين معانى اشاره شود ، براى « مفرد مذكر » وضع كرده است . و اين اشاره است كه جزئيت مىآورد چون مشاراليهِ معين و محسوسى را مىطلبد . در واقع وقتى مسأله را